تفاوت بین حرفه ای ها و آماتورها

تفاوت بین حرفه ای ها و آماتورها

این اواخر متوجه نکته ای شده ام (تا حدودی به خاطر ناکامی هایی که در زندگی خودم داشته ام) و آن هم اینکه در زندگی یک مهارت بسیار با ارزش وجود دارد که باعث می شود در هر عرصه ای که بخواهید – فارغ از نوع رقابتی که با آن روبرو هستید – برتری چشمگیری را بدست آورید.

این مهارت چیست و چگونه می توانید آن را در خود پرورش دهید؟

هر روز رأس ساعت ۸ صبح

تابستان گذشته با «تاد هنری» صحبتی داشتم. تاد نویسنده موفقی است که مهارت ویژه ای دارد در نوشتن مطالب با ارزش بر مبنای یک برنامه زمانی منسجم. در سوی دیگر، من از مهارتی مثال زدنی برخوردارم در خلق نوشته هایی نه چندان ارزشمند و فاقد هرگونه برنامه زمانی. سعی کردم این مساله را برای تاد توضیح بدهم…

نظرت در مورد نوشتن مقاله صرفا” در مواقعی که انگیزه لازم را داریم چیست؟ شخصا” احساس می کنم زمانی می توانم بهترین کارهایم را تحویل بدهم که خلاقیت یا انگیزه در ذهنم جرقه می زند؛ اما این حالت فقط هر چند وقت یکبار اتفاق می افتد. من تقریبا” تنها در مواقعی که دوست داشته باشم می نویسم و این به این معناست که من در نوشتن مطالبم دمدمی و بی ثبات هستم. اما اگر بخواهم همیشه و در هر شرایطی بنویسم، آنوقت نمی توانم بهترین کارهایم را خلق کنم.» 

– چه جالب! اتفاقا” من هم فقط در زمان هایی که انگیزه نوشتم دارم، می نویسم. فقط از قضا هر روز ساعت ۸ صبح  این انگیزه به سراغ من می آید! 

 تفاوت بین حرفه ای ها و آماتورها

بدون توجه به اینکه در چه زمینه ای قصد پیشرفت دارید، اگر کارتان را تنها زمانی که انگیزه دارید انجام دهید، هیچ گاه ثبات لازم را برای تبدیل شدن به یک فرد حرفه ای کسب نخواهید کرد. اینکه هر روز خودتان را برای انجام کارها حاضر کنید، به برنامه ریزی ای که انجام داده اید پایبند بمانید و کارها را تمام و کمال به انجام برسانید – بویژه زمانی که حس و حالش انجام دادنشان را ندارید – بسیار مهم و حیاتی  است؛ تا آنجا که در ۹۹ درصد مواقع، داشتن این ویژگی تنها چیزی است که برای پیشرفت نیاز دارید.

این مسأله را شخصا” هم تجربه کرده ام. هر زمان بدون استثناء تمام تمرینات بدن سازی ام را انجام داده ام، بدنم در بهترین شرایط ممکن قرار گرفته است. هر موقع مطالبم را بصورت هفتگی و برمبنای یک برنامه منظم نوشته ام، نویسنده بهتری بوده ام. هر زمان که سفر کرده ام و دوربینم را هر روز برای عکاسی با خود برده ام، عکس های بهتری گرفته ام. به نظر می رسد این یک روش ساده و مؤثر باشد، اما چرا در عمل اینقدر دشوار است؟

زحمت حرفه ای بودن 

اگر بخواهید برای رسیدن به اهدافتان – هر چه که باشند – رویه یک فرد حرفه ای را در پیش بگیرید، کار آسانی نخواهید داشت. به عبارت دیگر، حرفه ای بودن پر زحمت است.

واقعیت این است که ما در اغلب مواقع غیر منسجم عمل می کنیم. همه ما اهدافی داریم که می خواهیم به آنها دست پیدا کنیم و رویاهایی داریم که مایلیم به آنها جامه عمل بپوشانیم؛ اما گاه و بیگاه و تنها زمانی که انگیزه و حس و حال لازم را داشته  باشیم و شرایط زندگی هم به ما اجازه بدهد برای دستیابی به این اهداف تلاش می کنیم. به نظر می رسد اینگونه عمل کردن آسان تر است.

اگر برای دستیابی به آنچه می خواهید برنامه ریزی کنید و به آن برنامه پایبند بمانید، به شما اطمینان می دهم روزهایی خواهند رسید که دلتان می خواهد از کار دست بکشید و همه چیز را به حال خود رها کنید. اگر کسب و کار جدیدی را شروع کنید، زمانهایی فرا می رسند که دلتان نمی خواهد سر کار بروید. وقتی نوبت به نوشتن می رسد، هر از گاهی مطالبی وجود دارند که دل و دماغ تایپ کردنشان را ندارید. ولی آنچه از شما یک فرد حرفه ای می سازد، غلبه بر آن حس آزار دهنده و به پایان رساندن کاری است که برای انجام آن برنامه ریزی کرده اید.

حرفه ای ها تعهد خود را به برنامه هایشان حفظ می کنند در حالی که آماتورها اختیار خود را به حوادث زندگی می سپارند. حرفه ای ها می دانند که چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد و بصورت هدفمند برای دست یافتن به آنها تلاش می کنند در حالی که فوریت های پیش بینی نشده، آماتورها را از مسیر اصلی منحرف می کنند.

هرگز از شروع کردن یک کار مهم پشیمان نخواهید شد

ممکن است برخی تصور کنند که من سعی دارم تا مزایای پرکاری را ترویج کنم، اما در واقع اصلا” اینطور نیست. حرفه ای بودن به مفهوم متعهد بودن به چیزهایی است که برایمان اهمیت دارند؛ به معنی از سر گرفتن کاری است که دوست داریم انجام آن را متوقف کنیم؛ نه بخاطر اینکه می خواهیم بیشتر کار کنیم، بلکه به این دلیل که هدفمان آنقدر برایمان مهم است که نباید صرفا” در مواقع مناسب برای دستیابی به آن قدم برداریم. حرفه ای شدن به منزله عملی کردن چیزهایی است که تحققشان برایمان الویت دارند.

جلسات تمرینی بسیاری بوده اند که تمایلی به تکمیل کردن آنها نداشته ام، اما هیچ وقت از انجام دادنشان پشیمان نشده ام. مقاله های زیادی وجود داشته اند که حس و حالی  برای نوشتنشان نداشته ام، ولی ازاینکه مطالبم را طبق برنامه منتشر کرده ام، هرگز افسوس نخورده ام. روزهای متعددی بوده اند که دوست داشتم استراحت کنم، اما هیچ موقع از اینکه سر کار حاضر شده ام و در مسیری که برایم اهمیت دارد کوشیده ام احساس تاسف نکرده ام.

حرفه ای بودن نشانه اعتیاد شما به کار نیست؛ بلکه نشان می دهد که شما به جای اینکه نقش یک قربانی را در برابر اتفاقات زندگی بازی کنید، قادرید به کارهایی که برایتان مهم هستند – به ویژه زمانی که حوصله انجامشان را ندارید – زمان لازم را اختصاص دهید.

چگونه به یک حرفه ای تبدیل شویم؟ 

عمل کردن مانند یک حرفه ای کار آسانی نیست، ولی در عین حال به اندازه ای که فکرش را می کنید هم پیچیده نیست. برای این منظور سه گام وحود دارد:

۱) تصمیم بگیرید که می خواهید در چه کاری بهترین باشید

هدف همه چیز است. اگر بدانید که به دنبال چه هستید، به دست آوردن آن بسیار آسان تر می شود.  این موضوع خیلی ساده به نظر می رسد، اما بر اساس تجربیات من حتی افراد باهوش، خلاق و با استعداد هم به ندرت می دانند که در زندگی شان چرا و برای دستیابی به چه چیز تلاش می کنند.

۲) برای فعالیت هایتان برنامه ریزی کنید

وقتی فهمیدید که به دنبال چه هستید، برای کارهایی که شما را به هدف تان می رسانند برنامه ریزی کنید.

نکته: اشتباهی را که من در گذشته مرتکب شدم – یعنی برنامه ریزی بر مبنای نتایج – تکرار نکنید. برنامه تان را بر اساس اینکه هر هفته می خواهید چقدر وزن کم کنید یا چقدر درآمد داشته باشید تنظیم نکنید. «۵ کیلو کاهش وزن» یک فعالیت نیست که بتوان آن را انجام داد. در مقابل «۳ ست از حرکت اسکوات» یک فعالیت واقعی است که می توانید آن را عملی کنید. به بیان ساده تر، شما نیاز دارید که برنامه ریزی تان را نه بر اساس نتایجی که می خواهید به دست بیاورید، بلکه بر اساس فعالیت هایی که عملا” قابل اجرا هستند انجام دهید.

۳) به مدت یک هفته کاملا”  به برنامه تان پایبند باشید

اصلا و ابدا” به این فکر نکنید که اجرا کردن مداوم برنامه ای که برای خودتان طراحی کرده اید (مثلا” به مدت یک ماه یا یک سال) چقدر می تواند دشوار باشد. فقط در طول همین هفته برنامه تان را به اجرا بگذارید. در طول ۷ روز آینده اجازه ندهید هیچ عامل بیرونی یا درونی تمرکزتان را به هم بریزد و حواس تان را از برنامه تان پرت کند.

این برنامه ریزی نیست که از شما یک حرفه ای می سازد، بلکه پیگیری و تعهد به انجام آن است که شما را تبدیل به یک حرفه ای می کند. سعی کنید به جای اینکه یک نویسنده باشید، خود نوشتن باشید. به جای اینکه یک ورزشکار باشید، خود ورزش باشید. بمدت یک هفته کارهایی که باید را انجام دهید و اجازه ندهید اتفاقات روزمره زندگی سد راهتان شوند. هفته بعد، از نو شروع کنید.

این مفاهیم در دنیای واقعی چگونه عملی می شوند؟ 

در ادامه دو مثال از کارهای روزمره خودم را که قصد حرفه ای شدن در آنها دارم، مطرح می کنم. برای بهبود عملکرد خودتان و تبدیل شدن به یک حرفه ای، می توانید از هر کدام از تدابیر زیر الگو برداری کنید:

ورزش کردن: از ماه آگوست گذشته اجرای برنامه ای را در پیش گرفته ام که بتوانم ۱۰۰ بار پشت سر هم شنا بروم. زمانی که این برنامه را شروع کردم در بار اول فقط توانستم ۳۶ بار این حرکت را انجام دهم.

برنامه من انجام جرکت شنا در روزهای دوشنبه، چهارشنبه و جمعه هر هفته است و به استثنای بازه کوتاهی که در حال سفر به روسیه و ترکیه بودم، در ۵ ماه گذشته حتی یک روز هم نبوده که در اجرای این برنامه کوتاهی کنم.

نوشتن: همانطور که در ابتدای این نوشته هم اشاره کردم، در گذشته در نوشتن به صورت منظم دچار مشکل بودم. ولی در حال حاضر برنامه ای را دنبال می کنم که برایم مفید بوده و تصمیم دارم اجرا آن را دنبال کنم. این برنامه خیلی ساده است: انتشار یک مقاله در روزهای دوشنبه و پنجشنبه هر هفته در این سایت. در هشت هفته گذشته این برنامه را بصورت بی وقفه پیگیری کرده ام. این تنها شروع راه است، اما قصد دارم با پایبندی به این برنامه تبدیل به نویسنده ای حرفه ای شوم. 

نویسنده:  جیمز کلیر                                                                     منبع:  JamesClear

درباره‌ی سینا مرندیان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*